خرید بک لینک

درباره سایت

21:13

امکانات وب

میفهمید چقدر سخت است که سکوت کنید و هیچی نگویید،

در حالی که ذره ذره وجودتان میخواهد منفجر شود؟

تمام راه فرودگاه تا آنجا را داشتم با خودم تمرین میکردم که چیزی نگویم.

اما واقعا داشتم میمردم. ویل سر تکان داد.

سرانجام وقتی توانستم حرفی بزنم صدایم بریده بریده و بیرمق بود

جمله ای که به زبان آوردم تنها حرف خوبی که میتوانستم بزنم

-دلم برایت تنگ شده بود

{ من پیش از تو_جوجو مویز }

برچسب: نویسنده: نوید محمدپور تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 21:54

صفحه بندی